عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
112
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
بهطور جداگانه مورد بحث قرار داده است و اين طرز تلقى بعد از وى بهعنوان اساس پذيرفته شده است . سلمى ، ارباب احوال را به سه دستهء عباد ، صوفيان و شطار تقسيم مىكند . به نظر سلمى ، دسته نخستين يعنى عباد ، خود را به زهد و عبادت سپردهاند و بىآنكه دست ارادت به مرشدى دهند ، براى رسيدن به حق كوشش مىكنند . دستهء دوم پير طريقتى برمىگزينند و به خواندن ذكر و اوراد مىپردازند و از اين راه به طريق معنوى وارد مىشوند . محافل معين و مراسم و لباسهاى مشخصى دارند كه آنان را از مردم عادى متمايز مىسازد . اما دستهء سوم گروهى هستند كه جذبه و عشق را اساس كار قرار دادهاند و هرگز خود را از مردم مجزا و متمايز نمىدانند ، بلكه خود را فروتر از خلق مىبينند . اين زمره بسبب نشاط درونى " شقراق " ( شطار ) و به دليل خصيصهء عقيدتى " ملامتيه " ناميده شدهاند . برخى اينان را فراتر و بعضى فروتر از " صوفيه " دانستهاند . آيين جوانمردى و عيارى كه از دورهء ساسانيان بين سپاهيان ، بازاريان و صنعتگران رايج شده بود ، در قرن دوم هجرى / هشتم ميلادى بين مسلمانان راه يافت . آداب و عادات آن با اسلام تطبيق شد و نظامى خاص به طبقه اصناف بخشيد كه نظامى باطنى و سازمانى اقتصادى داشت . پيروان اين گروه " اهل فتوت " و مشايخ آنان " اخى " نام گرفتهاند . اين گروه كسوتى مخصوص نمىپوشيدند و وجه تمايزى با مردم عادى نداشتند . اصناف و صنعتگران را به وحدت فرا مىخواندند و بدين جهت نيز از همان آغاز بيش از آنكه با صوفيه معاشر باشند ، با ملامتيه درآميخته بودند . ملامتيه و اهل فتوت پيروان خود را از دنيا روىگردان نمىكنند ، بلكه آنان را به يارى ضوابط دقيقى به دنيا و زندگانى پيوند مىدهند . اين دو فريق در عين حال كه صوفى هستند ، قواعد متين دنيوى نيز دارند . چون نام طريقت بر خود
--> - مقدمهاى مبسوط و ارزندهاى به رساله افزوده است همين رساله عينا با اضافات زايد از طرف عمر رضا دوغرول به تركى ترجمه شده و بهعنوان اثرى تحقيقى در استانبول به چاپ رسيده است . I ? nklap Kitabevi , I ? stanbul , 1950